سفر به انتالیا سرزمین اتالوس
سفر ما به انتالیا از اون جایی شروع شد که دوستامون (سید و مریم) برای تعطیلات عید نوروز 90 که بنده توی بیمارستان بودم رفتن انتالیا و بعد از برگشتنشون انقدر از انتالیا و هتلی که توش بودن و امکاناتش تعریف کردن که ما هم وسوسه شدیم و برای 14 خرداد به مدت 7 روز و 6 شب قرار مسافرت گذاشتیم!
منتها برای هتلی که مد نظر ما بود(هتل پرستیژ منطقه گوینوک)تقریبا هیچ اژانس مسافرتی تور نداشت.
خلاصه با پیگیری ها و سماجت های مریم یه اژانس پیدا کردیم و تور رو رزرو کردیم!
پروازمون با شرکت هواپیمایی ترک مزخرف تیلویند بود و ساعت 2 پرواز داشتیم!
بعد از رفتن به فردوگاه و خوردن اون بستنی که توی پرواز به دبی به خاطر ممنوع الخروج بودن اقای جلالی نخوردیم راهی گیت پرواز شدیم و کاملا به موقع و بدون تاخیر پریدیم!
اما هواپیما که اصلا جالب نبود و میز پذیرایی من خراب بود و با هر تلنگری میافتاد و کلی اعصابمون رو خورد میکرد!
نفر جلویی من هم یه اقا پسری بود که با دوستانشون تشریف میبردن انتالیا و مرتب از جاش بلند میشد و میز هم مرتب توی دست و بال بنده فرود می اومد!
بعد هم هواپیما توی ادنا برای سوختگیری به مدت 40 دقیقه توقف کرد که کلی این توقف همه رو خسته و عصبی کرد!
خلاصه بعد از 4:30 ساعت رسیدیم به فرودگاه انتالیا که فرودگاه بدی نبود. کلا جمع و جور و تر و تمیز بود!
بعد از تحویل گرفتن ساک ها لیدر تور اومد سراغ ما و یه خانواده دیگه که هتل هامون نزدیک به همدیگه بود!
لیدرمون یه پسر جوان نسبتا بد اخلاق بود و توی راه بعد از معرفی خودش و دادن یه سری اطلاعات در مورد ترکیه و شهر انتالیا یه سری برگه هم بهمون داد که محتواش برنامه های تفریحی تور و قیمتهای اون ها بود که همون موقع احمد اقا گفت قیمت هاشون خیلی بالاست!
اما خیلی صبح قشنگ و دل انگیزی بود!
هوای نسبتا خنک صبحگاهی و منطقه سر سبز و زیبای انتالیا کلی ما رو سر حال اورد...
همیشه دلم میخواست ...